برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
با یاد یگانه یار بی یار
آنقدر شیرینی,
که وقتی رو به رویم می نشینی
چایم را
تلخ می نوشم
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
با یاد یگانه یار بی یار
بار دلم را بسته ام
از خودم ،
به سوی تو راهی ام
من با عشق
همسفر, شده ام
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
با یاد یگانه یار بی یار
برگ های غمش
روی زمین
پاییز, هم ، خودش
گریه می کند
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
با یاد یگانه یار بی یار
از یادم می گذری
به دلم می نشینی
چشمانم می بارند
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
با یاد یگانه یار بی یار
اگر خاطراتت
فراموشی, بیاموزند
پاسخ قلبم را
چه دهم ؟
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
با یاد یگانه یار بی یار
وقتی اشک ها
چشمانم را رها نمی کنند
جهانم تار می شود
و من
در برابر آینه
بی معنا می شوم
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
با یاد یگانه یار بی یار
از زمانی که
چشمان مشکینت را
ندیدم ؛
فهمیدم
بالاتر, از سیاهی, هم
رنگی هست
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
با یاد یگانه یار بی یار
تنها ، در دنیای, سایه هاست
که خورشید
دل نمی شکند
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
با یاد یگانه یار بی یار
در پایان شعرهایی
که برای تو می نویسم
سه نقطه ها
همیشه ادامه دارند ...
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
با یاد یگانه یار بی یار
چه فرقی می کند وقتی در میان این هیاهو ، سکوتت شنیده نمی شود …
چه فرقی می کند وقتی در میان تمام خیرگی ها ، چشمان فرو بسته ات دیده نمی شود …
چه فرقی می کند وقتی در کنارشانی ولی تو را نمی فهمند …
دلت که پر می شود از نشدن ها ، بازهم تنها راهی که پیش رویت می گذارد ؛ خودت هستی و خودش …
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی
برچسب:
نویسنده: سام قاسمی